تجزیه و تحلیل اخبار و تحولات اقتصادی ایران و جهان

غیررسمی شدن اقتصاد ایران در پی تحریم‌ها

عباس آخوندی در گفت‌وگویی تفصیلی با بیان اینکه مجموعه اقدامات یک سیستم حکمروایی کارآمد باید با هم یک کل سازگار را تشکیل بدهد، گفت: دولت‌ها باید ابتدا منفعت ملی کشور را درست تشخیص دهند و بعد بتوانند این فرصت را خلق و این منفعت را عملیاتی کنند. بنابراین اگر می‌خواهید دولت کارآمد را پیگیری کنید باید ببینید هر دولتی چه دولت موسوی، چه هاشمی، چه خاتمی و دولت‌های بعدی آیا توانسته‌اند یک نظریه منسجم را ارائه کنند؟

آخوندی با اشاره به غیررسمی شدن اقتصاد ایران در پی تحریم‌ها گفت: در نتیجه این فرآیند یک شبکه فساد فراملی تشکیل شده که منافع آنها ادامه این وضع ایران است. برآوردهای من نشان می‌دهد بازار غیررسمی که حول تجارت خارجی ایران وجود دارد سالانه ۲۰ تا ۲۵ میلیارد دلار است که بیش از ۱۵ سال به طول انجامیده و هیچ نشانی هم وجود ندارد که دارد تمام می‌شود. این کار فقط در یک صورت قابل حل است آن هم اینکه آگاهی اجتماعی نسبت به شبکه فسادی که ۱۰، ۱۵ سال است ایجاد شده وجود داشته باشد.

به گزارش ایسنا عضو سابق کابینه حسن روحانی معتقد است: در ایران تقریباً پنج دولت داریم و وقتی کشوری پنج دولت داشته باشد کارآمدی و کارایی در آن بی‌معنی است. آیا مجلس الان به وظیفه قانونگذاری‌اش عمل می‌کند؟ یا کاملا به عنوان دولت رقیب عمل می‌کند؟

آخوندی در رابطه با کارآمدی نظام معتقد است: بحث کارآمدی یک بحث نسبی است و نمی‌شود گفت همه دولت‌های ما کارآمد یا ناکارآمد بوده‌اند، بلکه باید با معیارهایی این کارآمدی را بسنجیم. دولت کارآمد دولتی است که بتواند واقعیت را خوب بفهمد و با درک و فهم از واقعیت، سیاست‌های درست، سازگار و منسجم را اتخاذ و پیگیری کند و در عمل سیاست‌هایش را اجرا کند و به نتیجه برساند.

حکمروایی کارآمد مبتنی بر خلق منافع ملی و ایجاد فرصت‌های سرمایه‌گذاری ملی در همه حوزه‌هاست. بنابراین، وقتی دولت تشخیص داد موضوعی مبتنی بر منفعت ملی ایران است، مثلا اگر گفت حل مساله ایران در شورای امنیت، پیوستن به FATF و مساله برجام منفعت ملی ایران است باید بتواند این فرصت را خلق و این منفعت را عملیاتی کند. پس اولا باید منفعت را درست تشخیص دهد، دوم اینکه منفعت را مبتنی بر یک تئوری و فرضیه علمی طراحی کند و سوم آنکه بتواند آن را عملیاتی کند. به هر روی، مجموعه اقدامات یک سیستم حکمروایی کارآمد باید با هم یک کل سازگار را تشکیل بدهد. اینکه یک روز بگوید من طرفدار بخش خصوصی هستم و روز دیگر بگوید می‌خواهم تعزیرات حکومتی راه بیندازم و افراد را نقره‌داغ کنم این دو با هم سازگار نیست.

آخوندی در رابطه با کارآمدی رییس‌جمهور و تاثیر آن بر سرنوشت دولت می‌گوید: «رییس‌جمهور در این روند خیلی موثر است. اینکه رییس‌جمهور چقدر بتواند مساله ایران را به خوبی صورت‌بندی کند، حرکت اجتماعی ایجاد کند و چقدر بتواند مسائل ایران را اجتماعی کرده و وارد جامعه کند نقش موثری در کارآمدی دولت دارد. سه مثال از سه رییس‌جمهور می‌زنم. در دولت هفتم و هشتم تلاش رییس دولت این بود که جامعه مدنی را محور قرار دهد و تا جایی که ممکن است با جامعه مدنی صحبت کند. این یک نمونه بود. آقای خاتمی تمام تلاشش این بود که مسائل ایران را به مساله جامعه تبدیل و با جامعه گفت‌وگو کند. اگر او می‌خواست در رابطه با غرب تشنج‌زدایی کند، این مساله را اجتماعی می‌کرد. اگر می‌خواست مصرف برق یا آب را کم کند آن را تبدیل به یک مساله اجتماعی می‌کرد و تلاش می‌کرد با جامعه گفت‌وگو کند. این خیلی نکته مهمی است. معیار ارزیابی موفقیت او، سازماندهی اجرایی همین سیاست درست است. در دولت نهم و دهم یک استراتژی ۱۰۰ درصد ضد این را شاهد بودیم. رییس دولت با برخی جریان‌ها در درون نهادهای قدرت توافق می‌کرد، تمام نهادهای مدنی را حذف می‌کرد و می‌گفت من مستقیم با توده‌ها صحبت می‌کنم. او اساسا گفت‌وگوی اجتماعی را با بن‌بست روبه‌رو می‌کرد. نهایتا با عبور او از قانون، شاهد بی‌انضباطی مطلق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مالی بودیم و نتیجه آن نیز آن انفعال مطلق تمام نهادهای مدنی بود.»

او اولویت را در ایجاد مشکلات ساختار نمی‌داند و می‌گوید: «در ساختار خیلی مشکل هست من ساختار را تبرئه نمی‌کنم، اما اساسا در عمل، واقعیت خارجی این است که دولت‌ها برآیند نهادهای قدرت هستند و هیچ‌وقت دولت مستقل نیست. انتخابات آمریکا هم نشان داد دولت برآیند نهادهای قدرت است. همچنان که در آخر کار، نتوانستند از ترامپ سلب صلاحیت کنند و کاری که انجام دادند این بود که در جامعه قدرت ایجاد کردند و آنقدر صحبت کردند که برآیند کار به نفع رقیب ترامپ شد و به این نحو توانستند او را کنار بگذارند. بسیار مهم است که ما بفهمیم قدرت، برآیند نیروهای اجتماعی است.»

آخوندی در رابطه با فساد در دستگاه‌های دولتی نیز می‌گوید: «فساد دو تعریف دارد. یک بخش آن مربوط به همه کسانی است که به قدرت دسترسی دارند و در معرض فساد هستند. این همه‌جا هست و هیچ جایی در دنیا نیست که فساد صفر شود. به همین خاطر مرتبا بحث پرسشگری، نظارت مجلس، شفافیت و مباحثی از این دست مطرح می‌شود، اما ممکن است شما فضایی را فراهم کنید که اقتصاد را غیررسمی و زیرزمینی می‌کند. در اینجا برای فساد بستر زایش ایجاد کرده‌اید. این با دادن رشوه توسط یک مدیر در بخش خصوصی یا سوءاستفاده از موقعیت در بخش دولتی متفاوت است. شما سیستمی درست کرده‌اید که فساد تولید می‌کند.

مشکل ما در ایران این است که زمانی که اقتصاد زیرزمینی شد دوستان متوجه نشدند چکار دارند می‌کنند. برای اینکه این تحریم‌ها دور زده شود چاره‌ای نبود که بخش عمده‌ای از اقتصاد زیرزمینی شود. ما در اقتصاد واژه‌ای به نام بازار زیرزمینی و بازار سیاه داریم که در آمریکا هم هست. بخشی از آن برای مواد مخدر و بخشی برای فرار مالیاتی است. بنابراین همواره بخشی از بازار، غیرشفاف و غیررسمی است اما اندازه آن نسبت به کل اقتصاد خیلی کوچک است و تعیین‌کننده نیست.

وقتی ما به تدریج جلو رفتیم و تحریم‌ها جدی‌تر شدند باید تحریم‌ها را دور می‌زدیم، زیرا خرید و فروش عادی از فولاد و پتروشیمی گرفته تا پسته باید غیررسمی می‌شد، بنابراین همه چیز به سمت غیررسمی شدن می‌رفت و مرتب اندازه اقتصاد غیررسمی در برابر اقتصاد رسمی بزرگ‌تر شد. در یک محاسبه‌ای که انجام دادم دیدم که از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۸ میزان تجارت خارجی ایران ۲۰۸۱ میلیارد دلار بوده‌است. اگر بازار غیررسمی که حول این میزان تجارت را تنها ۲۰درصد این رقم برآورد کنیم- که احیانا بیشتر است- مفهوم این شکل‌گیری یک ظرفیت بیش از ۴۰۰ میلیارد دلاری است. شبکه‌های بین‌المللی حول و حوش این بازار در این مدت تحکیم یافته و درهم‌تنیده شده‌اند و همه جا در پی منافع خودشان هستند. از این رو هیچ نشانی هم برای گذاشتن یک نقطه پایانی بر این بازار نمی‌بینید و اگر برجام ایجاد می‌شود، بلا فاصله با آن مخالفت می‌شود و مسیر الحاق به FATF هم کور می‌شود.»

مطالب مشابه